X
تبلیغات
رمزموفقیت. من .و .تو .شما......

رمزموفقیت. من .و .تو .شما......


مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ فرشته جواب داد: می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعا خدا را دوست دارد.

دابوت به عنوان جدید ترین متد روانشناسی موفقیت می گوید:"مهمترین عنصر ایجاد رابطه با پروردگار

عشق است.عشق مراتبی دارد که ابتدایی ترین آن عشق به والدین و نهایت آن عشق به خداست.انجام امور خیر به نیت بهشت یا فرار از جهنم طلبیدن خدا به یک نوع کاسبی است.

ثبت در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389زمان 14:4 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

یکی از نوع شخصیت سلطه گری است فرد سلطه گر همیشه دوست میدارد ومیپندارد همیشه خودرت دردستان اوست وهمیشه او باید در تمام زمینه ها از خود نفر اول باشدد ودیگری نگذارد به هیچ وجه اول کاری را انجام دهد.

-دانش آموزی که دوست دارد فقط حرف او در کلاس مقام اول را داشته باشد:هرگاه او دوست میدارد معلمم امتحان بگیر و هرگاه اودوست نداردمعلم امتحان نگیرد.

ثبت در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389زمان 19:56 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |
 

! دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: " من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید."
اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.
دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: « نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.»

 خدا گفت: "اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی"
دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.

 دابوت به عنوان جدید ترین متد روانشناسی موفقیت می گوید:"برای آغاز حرکتهای بزرگ راز داری یکی از ارکان مهم است.رازداری تو را از آسیبها مصون می کند.اگر پیشه ی خود را علم قرار دادی بدان که روشنفکری با هجرت در هم آمیخته.یا هجرت به بیرون یا هجرت به درون و انزوا طلبیدن.پس از آن است که دیده خواهی شد."

ثبت در شنبه شانزدهم بهمن 1389زمان 14:4 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

 

ديروز شيطان را ديدم در حوالي ميدان غفلت بساطش را پهن کرده بود،

مردم دورش را گرفته بودند هياهو مي کردند و بيشتر چيزي مي خواستند.

توي بساطش همه چي بود:غرور،حرص ،دروغ، خيانت، جنايت،جاه طلبي،سرقت،

مواد مخدر،بدحجابي،فحاشي و ... هرکي چيزي مي خريد و در ازايش چيزي مي داد.

بعضي دلشان را مي دادند،بعضي هوش و حواسشان را،بعضي روحشان را، و بعضي

هاايمانشان را مي دادند،بعضي خدايشان را و بعضي آزادي و آزادگي شان را ، بعضي

غيرت و مروت و طهارتشان را.

شيطان که دهانش بوي گند جهنم مي داد پيوسته قاه قاه مي خنديد، دلم

مي خواست همه نفرتم را توي صورتش تف کنم انگار ذهنم را خواند، موذيانه خنديد و

گفت:من کاري با کسي ندارم فقط با اجازه خداوند کريم و روزي رسان، بساطم را

پهن کرده ام و آرام نجوا و زمزمه مي کنم ، قيل و قال نمي کنم ، کسي را مجبور

نمي کنم از من چيزي بخرد.

مي بيني که آدم ها خودشان دور من جمع شدند.جوابش را ندادم آن وقت سرش را

نزديک تر آورد و گفت:البته تو با اين ها فرق مي کني تو زيرکي و مومن ،

زيرکي و ايمان آدم را نجات مي دهد، اين ها ساده اند و گرسنه، با هر چيزي

فريب مي خورند.

از شيطان بدم مي آمد اما حرف ها و وسوسه هايش شيرين و دلربا بود. ساعت ها

کنارش نشستم تو بغلش رفتم تا اينکه چشمم به جعبه عبادت افتاد که لا به لاي

چيزهاي ديگر بود، دور از چشم شيطان قالتاق، آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم

با خودگفتم بگذار يک بار هم که شده کسي چيزي از شيطان بدزدد،

بگذار يک بار هم او فريب بخورد ، به خانه آمدم درب کوچک جعبه عبادت را باز کردم

اما توي آن جز غرور، چيزي نبود.

جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت، فريب خورده بودم ، فريب.

دستم را روي قلبم گذاشتم ، نبود ! فهميدم که آن را کنار بساط شيطان جا گذاشتم

تمام راه را دويدم تمام راه لعنتش کردم تمام راه خدا خدا کردم مي خواستم يقه

نامردش را بگيرم عبادت دروغينش را تئي سرش بکوبم و قلبم را پس بگيرم .

به ميدان غفلت رسيدم اما شيطان نامرد نبود .

آن وقت نشستم هاي هاي گريه کردم اشکهايم که تمام شد بلند شدم ، بلند شدم

تا بي دلي ام را با خود ببرم که صدايي شنيدم ، صداي قلبم را ، همان جا

بي اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم.

 

ثبت در دوشنبه یازدهم بهمن 1389زمان 19:46 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

آیا میدانستید موسیقی وحرکات موزونی که در هنگام گوش کردن موسیقی به شما دست میدهد باعث اختلال روانی ومشکل در شما به وجود می آورد؟

ضررهای موسیقی از دیدگاه علامه محمد تقی جعفری(ره)

1-ایجاد عدم تعدل وتوازن بین اعصاب سپاتیک وپاراتیک(بی نظمی در اعصاب)

2-مرض مانی )manieنوعی جنون است کهدرجات متعددی دارد)

3-مرض سیکلموتیمی

4-کوتاهی عمر

5-مرض پارانویا

6-ضعف اعصاب

7-اتلاف وقت

8-روش لغو

9-زنجیربردگی

10-تهییج عشق

11-ازدست دادن نیروی فکری

12-عامل جنایت

13-سلب غیرت

14-افسردگی وخمودگی

15-جلب توجه غیرطبیعی

16عامل فحشا

17-هیجان

18-تاثیرقلبی

19-اختلالات دماغی

20-واسطه انتحار وخودکشی

......

ثبت در شنبه بیست و پنجم دی 1389زمان 19:51 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

 

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند.

ثبت در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389زمان 15:14 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

خود مداری

خودمداری مسئله ای که مانع رسیدن کودک به عمل ذهنی است یعنی در این مرحله کودک هنوز نمی تواند بین ادراک افکار

و احساسات خویش و دیگران به اندازه کافی فرق قائل شود

به عبارت دیگر در این سنین (منظور سنین ما بین 3تا 6 سالگی )نمیتواند به منظور دیگران توجه کند

رشد شناختی

کودک در این سنین کلمات را بر اساس تجارب خود تفسیر میکند و بکار میبرد و هنوز به این امر پی نبرده است افرادی که

تجارب متفاوتی دارند میتوانند تصورات متفاوتی هم داشته باشند

محتوای فکر کودک و بزرگسال کاملا با هم فرق دارند و مهمترین نکته ای که مربیان باید بدانند این است که کودکان مخصوصا

خردسالان از طریق فعالیتهای محسوس (تجارب عینی)بهتر یاد میگیرند والدین با مربیان میتوانند از طریق بازی قصه نقاشی

قوه تخیل کودک را پرورش دهند در این سنین ضمن اینکه کودکان را به شنیدن قصه ها تشویق میکنیم و اینکه خودشان تصاویر

مرتبط داستان بسازند باید اوقاتی را در نظر گرفت که کودک موظف به شرح دقیق آنچیزی باشد که اتفاق افتاده است و البته اگر

چه قصه گویی بسیار خوب است ولی اگر ضرورت دارد که واقیعتها نیز عینا گفته شد

در پستهای بعدی بیشتر در مورد اخلاقیات نونهالان توضیح میدهم

http://samapish.blogfa.com/post-33.aspx

ثبت در پنجشنبه شانزدهم دی 1389زمان 14:51 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

 

                             

تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سالآزمون ترسيم آدمک يکی از آسانترين ، عملی ترين وجهانی ترين آزمونهای تصويری است. اين آزمون به وسيله عده زيادی کد گذاری شده است که مهمترين آنها کار خانم آمريکائی فلورانس گوديناف Florence Goodenoughاست که در سال 1920 در ايالت نيوجرسی آمريکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمايش نمود . در فرانسه نيز دکتر فای Fay در اين زمينه کار کرده است.


:::ا بدودنبالش مطلب:::
ثبت در شنبه یازدهم دی 1389زمان 19:44 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |

 محسن محمدزاده
به نام خدا شد کلام نخست که عالم به نام خدا شد درست چو قفل سخن در دهان باز شد به نام خدا دفتر آغاز شد در یکی از روزهای گرم شرجی استان بوشهر شهر اهرم کودکی به دنیا آمد ، تا خودش را آماده ی جنگ با مشکلات و گرفتاری های زندگی کند و احساس گرم و جنوبی خود را تبدیل به ترنم های لطیف شاعرانه سازد هم خود را تسکین داده باشد و هم زبان گویای دل های رنج کشیده و تاول زده ی مردمان خونگرم تنگسیری باشد . عباس محمد زاده اهرمی فرزند حسن روز سوم شهریور ماه سال 1320 هجری شمسی در شهر اهرم و خانواده ای متدین و هنرمند به دنیا آمد پدرش از راه خرید و فروش مرکبات خاییز معاش خانواده ی خود را تامین می کرد .


:::ا بدودنبالش مطلب:::
ثبت در جمعه دهم دی 1389زمان 15:11 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |
خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن. شیطان غرور داشت، سجده نکرد.
گفت: من از آتشم و لیلی گل است.
خدا گفت: سجده کن، زیرا که من چنین می خواهم.
شیطان سجده نکرد. سرکشی کرد و رانده شد؛ و کینه لیلی را به دل گرفت.
شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات، فرصت خواست. خدا مهلتش داد
اما گفت:" نمی توانی، هرگز نمی توانی. لیلی دردانه من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من."
گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.
شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود.
و می کوشد بال لیلی را زخمی کند. عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد.
دستهایش پر از حقارت و وسوسه است.
او بدنامی لیلی را می خواهد. بهانه بودنش تنها همین است.
می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد.
نام لیلی، رنج شیطان است. شیطان از انتشار لیلی می ترسد.
لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.

سالهاست که از طراحی دابوت می گذرد.سالهاست که روانشناسی موفقیت و تحول را تدریس می کنم.در کشورهای زیادی بوده ام از اروپا تا کشورهای خاور دور،ولی ندیدم دخترانی به پاکی و نجابت دختران وطنم ایران زیرا دختران پاک،سربلند و عزیز کشورم همه لیلی هستند.افسوس و صد افسوس که عده ای چنان کورند که نور عشق پاک لیلی های وطن را نمی بینند.در این مدت ندیدم دخترانی همچون ایرانی ها که اینچنین آماده ی تحول و پیشرفتند.گویی خون لیلی و قوم پاک آریا در این جا در هم آمیخته

ثبت در سه شنبه هفتم دی 1389زمان 14:6 خشکله سمیرا ارغوان محمدی| |